دو کلمه Every و Each در زبان انگلیسی معمولاً به «هر» یا «هر کدام» ترجمه میشوند و هر دو همراه با اسامی مفرد قابلشمارش و فعل مفرد به کار میروند. با این حال، تفاوتهای ساختاری و معنوی مهمی در تعداد موارد (دو تا یا بیشتر)، نوع نگاه (نگاه کلی و گروهی یا نگاه مجزا و تکتک) و نقش گرامری آنها وجود دارد.
🎯 Each برای ۲ مورد یا بیشتر استفاده میشود و تمرکزش روی تکتک اعضا به صورت جداگانه است.
🌐 Every برای ۳ مورد یا بیشتر استفاده میشود و تمرکزش روی همه اعضا به صورت یک کل است.
مقاله حاضر به بررسی جامع تفاوتهای میانمقاله حاضر به بررسی جامع تفاوتهای میان Each و Every میپردازد؛ تفاوتهایی که همراه با مثالهای کاربردی، جدول مقایسهای، خلاصهی نکات، باکس تلفظ و آزمون تعاملی ارائه میشوند.
۱. کلمه Each (هر کدام – نگاه مجزا و تکتک)
کلمه Each زمانی استفاده میشود که به تکتک اعضای یک مجموعه به صورت جداگانه و فردی فکر میکنیم.
ویژگیهای اصلی Each:
- تعداد موارد: برای مجموعه ۲ مورد یا بیشتر استفاده میشود (تنها گزینهای که برای ۲ مورد قابل استفاده است).
- نوع نگاه: نگاه فردی و مجزا به اعضای مجموعه (Individual perspective).
- نقش گرامری: هم میتواند صفت (Adjective) باشد و هم ضمیر (Pronoun). بنابراین کلمه
Each ofکاملاً درست است. - مثال ۱ (اشاره به ۲ مورد): .She was holding a glass in each hand (او در هر یک از دستهایش یک لیوان داشت. -> چون انسان دو دست دارد، فقط Each صحیح است.)
- مثال ۲ (استفاده به عنوان ضمیر با of): .Each of the students received a certificate (هر کدام از دانشآموزان یک گواهی دریافت کردند.)
۲. کلمه Every (همه / هر – نگاه کلی و گروهی)
کلمه Every زمانی استفاده میشود که اعضای یک مجموعه را به صورت یک کل و گروهی میبینیم. معنای Every بسیار نزدیک به All است.
ویژگیهای اصلی Every:
- تعداد موارد: فقط برای ۳ مورد یا بیشتر استفاده میشود (برای ۲ مورد استفاده نمیشود!).
- نوع نگاه: نگاه کلی و جمعی به اعضای مجموعه (Group perspective / All together).
- نقش گرامری: فقط صفت است و قبل از اسم میآید. عبارت
Every ofدر انگلیسی غلط است (به جای آن از Every one of استفاده میشود). - کاربرد با قیدها: همراه با قیدهایی مثل Almost, Nearly, Practically فقط از Every استفاده میشود.
- مثال ۱ (نگاه کلی و شبیه به All): .I enjoy every minute of my job (من از هر دقیقه از شغلم لذت میبرم. -> یعنی تمام دقایق)
- مثال ۲ (همراه با قید): .Almost every car was damaged in the accident (تقریباً هر ماشینی [همه ماشینها] در تصادف آسیب دید.)
۴. جدول مقایسه سریع (Each vs Every)
| ویژگی | Each | Every |
| تعداد موارد | ۲ مورد یا بیشتر | ۳ مورد یا بیشتر |
| دیدگاه و تمرکز | فردی، مجزا و جداگانه | گروهی، کلی (معادل All) |
| نقش گرامری | صفت و ضمیر | فقط صفت |
| استفاده با of | ✅ درست (Each of the…) | ❌ نادرست (Every of… ❌) |
| همراهی با Almost/Nearly | ❌ نادرست | ✅ درست (Almost every) |
| همراهی با تکرار زمانی | ❌ کمتر رایج | ✅ رایج (every 4 hours) |