اصطلاحات روزمره انگلیسی | پرکاربردترین

بروز رسانی شده در : 1405/03/12

اصطلاحات روزمره انگلیسی پرکاربردترین

پرکاربرد‌‌ترین اصطلاحات روزمره انگلیسی

اصطلاحات گروهی که از کلمات هستند که معنای آن از نگاه کردن به کلماتش مشخص نمی‌شود. و اگر آنها را نشناسید قادر به درک آنها نخواهید بود. اگز اصطلاحات پرکابرد و روزمره زبان انگلیسی را نشناسید سخت است که ماننده یک گوینده بومی ارتباط برقرار کنید.تا پایان این مقاله آموزشی با یادگیری زبان با کامران همراه باشید.

🗣️ اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی

۱
تحصیل & مطالعه
Hit the books
📖 شروع به مطالعه کردن / رفتن سراغ درس
“I have an exam tomorrow, I need to hit the books tonight.”
۲
خواب & استراحت
Hit the sack
🛏️ رفتن به رختخواب / خوابیدن
“It’s midnight, I’m going to hit the sack.”
۳
احساسات
Under the weather
🤒 حال خوبی نداشتن / کمی مریض بودن
“She’s feeling a bit under the weather today.”
۴
تصمیم‌گیری
On the fence
🤔 بلاتکلیف بودن / نتوانستن تصمیم گرفتن
“I’m still on the fence about which job to take.”
۵
راز & اسرار
Spill the beans
🫘 لو دادن یک راز / افشا کردن
“Don’t spill the beans — it’s a surprise party!”
۶
زمان
Once in a blue moon
🌕 خیلی به ندرت / هر چند وقت یه بار
“We only eat out once in a blue moon.”
۷
شروع کار
Break a leg
🎭 موفق باشی! / شانس بیاری (تعارف قبل از اجرا)
“You’ve got the interview today — break a leg!”
۸
هزینه
Cost an arm and a leg
💸 خیلی گران بودن / دندان‌شکن بودن
“That new phone costs an arm and a leg.”
  •  Hit the books

اگر بخواهیم تحت اللفظی این اصطلاح را معنی کنیم به معنی ضربه فیزیکی، مشت زدن و یا سیلی زدن به کتاب‌هایی است که می خوانید!
با این حال، این یک اصطلاح رایج انگلیسی در میان دانشجویان، به ویژه دانشجویان کالج آمریکایی است
که مطالعات زیادی برای انجام این کار دارند. معنای این کلمه به سادگی “مطالعه کردن” است،
و راهی برای گفتن به دوستانتان است که قصد مطالعه کردن دارید.
این می‌تواند برای امتحان نهایی، آزمون میان دوره یا حتی آزمون انگلیسی استفاده شود.
مثال:

“Sorry but I can’t watch the game with you tonight, I have to hit the books. I have a huge exam next week!”

  • Hit the sack

درست مانند اولین عبارت، معنای لفظی آن ضربه فیزیکی یا کتک زدن یک کیسه
(کیسه بزرگی که معمولا برای حمل اشیا به صورت فله ای از جمله آرد، برنج یا حتی خاک استفاده می‌شود).
اما Hit the sack به معنای رفتن به رختخواب است، و شما از این اصطلاح می توانید
برای گفتن به دوستان یا خانواده تان که واقعا خسته هستید، پس باید بخوابید استفاده کنید.
به جای این اصطلاح می‌توانید از hit the hay نیز استفاده کنید.
مثال:

“.It’s time for me to hit the sack, I’m so tired”

مهم‌ترین اصطلاحات روزمره انگلیسی

  • Twist someone’s arm

این اصطلاح به صورت تحت اللفظی به معنای آن است که بازوی یک فرد را بگیرید و آن را بچرخانید،
که اگر معنای کلمه به کلمه آن را قبول کنید واقعا دردناک خواهد بود! اگر این اصطلاح به کار برده شود
به این معنی است که کسی کار بزرگی انجام داده‌است که شما را متقاعد کند
کاری را که ممکن است تمایلی برای انجام دادن نداشته باشید را انجام دهید.
و اگر شما از این اصطلاح استفاده کنید به این معنی است که شما در متقاعد کردن
طرف مقابل عالی هستید، و بالاخره پس از این که از آن‌ها درخواست کردید،
توافق کردند که کار پیشنهاد شده شما را انجام دهند.

“!Jake, you should really come to the party tonigh!”

“(!You know I can’t, I have to hit the books study)”

“?C’mon, you have to come! It’s going to be so much fun and there are going to be lots of girls there. Please come”

“!Pretty girls? Oh all right, you’ve twisted my arm, I’ll come”

  • Stab someone in the back

اگر ما این اصطلاح را به صورت تحت‌اللفظی در نظر بگیریم، می‌توانیم به دردسر زیادی بیفتیم،
چون این کار به معنای گرفتن چاقو یا یک شی تیز دیگر و قرار دادن آن در پشت یک فرد است.

با این حال، به عنوان یک اصطلاح، Stab someone in the back به معنای آسیب زدن
به کسی که به ما نزدیک بوده و به ما اعتماد کرده اما مخفیانه به آن‌ها خیانت کرده
و اعتماد آن‌ها را از بین رفته است. انگلیسی ها فردی را که این کار را انجام می‌دهد، back stabber صدا می‌زنند!
مثال:

“؟Did you hear that Sarah stabbed Kate in the back last week”

“No! I thought they were best friends, what did she do?”

“She told their boss that Kate wasn’t interested in a promotion at work and Sarah got it instead.”

“Wow, that’s the ultimate betrayal! No wonder they’re not friends anymore.”

نحوه استفاده اصطلاحات روزمره انگلیسی

  • Lose your touch

در واقع، این اصطلاح به صورت کلمه به کلمه بدین معنی است که دیگر توانایی لمس کردن
و یا احساس کردن با انگشتان یا دستان را ندارید. اما این اصطلاح پرکاربرد انگلیسی واقعا به این معنی است
که شما توانایی یا استعداد خود را زمانی که با چیزها، افراد یا شرایط سروکار دارید از دست می‌دهید.
وقتی از این اصطلاح استفاده می کنیم که شما در یک مهارت یا استعداد خوب هستید، اما نمی توانید از آن استفاده کنید.
مثال:

“I don’t understand why none of the girls here want to speak to me.”

“It looks like you’ve lost your touch with the ladies.”

“Oh no, they used to love me, what happened?”

It’s time for me to hit the sack. I’m so tired
اصطلاحات مهم روزمره انگلیسی

اصطلاحات پرکاربرد روزمره ازبان نگلیسی

چه عجب از این طرفا ؟ شما کجا اینجا کجا ؟
؟what brings you here today

 قبوله
deal

مردن
kick the bucket

دست به کار شدن
get busy

چرت زدن
take a nap

میخواهی باور کن میخواهی نکن
belive it or not

بزن به تخته
knock on wood

یه مشت دروغ
a pack of lie

هر طور که راحتی
suit yourself

اخراج کردن
kick sb out

کارت خوب بود
nice job / good work

بجنب
get a move on

بیخیال
never mind

احتیاط کن
easy does it

مشکلی نیست
no sweat

رفتن خوابیدن
hit that sack

اصطلاحات روزمره بومی انگلیسی

بزن بر بدن
dig in

به درد نمیخوره
it sucks

من بچه نیستم
i was not born yesterday

عین خیالش نیست
he does not give a damn about it

والا/وگرنه
or else

مسئله ی مهمی نیست
no big deal

سخت نگیر
take it easy

چه بهتر
so much the better

بسه دیگه / حرف نزن
cut it out

بیشتر از این تحملش رو ندارم
i cant take it anymore

محض احتیاط
just in case

غیر ممکنه
out of the question

سرت به کار خودت باشه
mind your own business

مطابق سنت رفتار کن
act in your age

✨ ۲۰ اصطلاح پرکاربرد انگلیسی

۱
سرعت
In the blink of an eye
👁️ در چشم به هم زدنی / خیلی سریع
“It was over in the blink of an eye.”
۲
تلاش
Give it a shot
🎯 امتحان کردن / یه بار سعی کردن
“Why not give it a shot? You have nothing to lose.”
۳
شروع
Start from scratch
🔁 از صفر شروع کردن
“We lost all the data and had to start from scratch.”
۴
مشکل
In hot water
🌊 گیر کردن / توی دردسر بودن
“He’s in hot water with his boss again.”
۵
وقت
Around the clock
🕐 شبانه‌روزی / ۲۴ ساعته
“The team worked around the clock to meet the deadline.”
۶
صداقت
Straight from the horse’s mouth
🐴 مستقیم از منبع اصلی شنیدن
“I heard it straight from the horse’s mouth.”
۷
رابطه
Get along with
🤝 کنار آمدن با / خوب بودن با کسی
“She gets along with everyone at the office.”
۸
فریب
Pull someone’s leg
😄 سر کسی را شیره مالیدن / شوخی کردن
“Are you serious or just pulling my leg?”
۹
موفقیت
Nail it
🔨 عالی انجام دادن / خوب از پسش برآمدن
“She nailed the presentation today.”
۱۰
انتظار
Keep someone in the loop
🔄 کسی را در جریان گذاشتن
“Please keep me in the loop about the meeting.”
۱۱
صبر
Hang in there
💪 ادامه دادن / تسلیم نشدن
“Hang in there — things will get better.”
۱۲
وابستگی
Count on someone
🫂 روی کسی حساب کردن / به کسی اتکا کردن
“You can always count on her.”
۱۳
آگاهی
See eye to eye
👀 هم‌نظر بودن / توافق داشتن
“They don’t always see eye to eye on politics.”
۱۴
سکوت
Bite your tongue
😶 جلوی حرف زدن را گرفتن / ساکت ماندن
“I had to bite my tongue during the meeting.”
۱۵
خستگی
Burn out
🔥 از پا در آمدن / خستگی شدید
“Working 12 hours a day will burn you out.”
۱۶
اشتباه
Bite off more than you can chew
🍎 بیشتر از توانت قبول کردن
“He bit off more than he could chew with three projects.”
۱۷
پول
Break the bank
💳 همه پول را خرج کردن / ورشکست کردن
“A simple vacation doesn’t have to break the bank.”
۱۸
راحتی
Feel at home
🏡 احساس راحتی کردن / خودمانی بودن
“Make yourself feel at home!”
۱۹
تغییر
Turn over a new leaf
🌿 تغییر رویه دادن / آدم جدیدی شدن
“After the accident, he turned over a new leaf.”
۲۰
ریسک
Go out on a limb
🌳 ریسک کردن / جسارت به خرج دادن
“I’ll go out on a limb and say she’ll win.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🔥پیشنهاد رایگان برای شما